آخــرین باری که طوفانی شدیم

پیش پای عشق ، قربانی شدیم

یک دو گام از خویشتن بیرون زدیم

واقف از اسرار پنــهانی شدیم

باز هم یک روز طــوفان می شود

هرچــه می خواهد خدا آن می شود

مــی روم افتان و خیزان تا غدیر

با دهــانی نوشم از جوشن کبیر

آب زمــزم در دل صحرا خوش است

باده نوشــی از کف مولا خوش است

فاش مــی گویم که مولایم علی است

آفتاب صبح فـردایم علی است

هــر که در عشق علی گم مــی شود

مثل گل محبوب مـــردم می شود

آسمان رقصید و بارانــــی شدیم

مـــوج زد دریا و طـــوفانی شدیم

بغض ِ چندین ساله ی ما باز شد

" یا علی " گفتیم و عشق آغاز شد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۱ساعت 8:0  توسط  اصفهان - محمد علی علیخانی   |