به مدد حضرت رقیه (س) اشعار زیر در روز شهادت حضرت سروده شد

1403/05/20

امشب اورادرخرابه رونمائی می کند

قصه پرغصه اش رابازخوانی می کند

بانگاه پرشرارش اشک غم داردبر او

مجلسی دارد ،سراسر روضه خوانی می کند

این رقیه دخت شاه عالمین است ،ای عجب

این چنین برعالمی دارد همایی می کند

ماکه از خاک درش نقش جبین برچیده ایم

بی سبب نبود که او مارا نگاهی می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ساعت 12:7  توسط  اصفهان - محمد علی علیخانی   | 

بایزید بسطامی را شاگردش برای غذا به خانه اش دعوت کرد، وقتی به خانه اش رسید، گفت: استاد ببخش غذا حاضر نیست برو ساعتی بعد بیا. بایزید به سمت خانه خود برگشت. بایزید نزدیک خانه خود رسید،شاگردش دنبالش دوید و گفت: غذا حاضر شد تشریف بیاورید. وقتی در خانه شاگرد رسید ، شاگرد باز عذر استاد خواست. بایزید باز سر به زیر انداخت و رفت. شاگرد پی استاد دوید و گفت: ای استاد، واقعا انسان صبوری هستید صبوری شما را می ستایم. و در صبر شما کسی به عمرم ندیده ام. بایزید خندید و گفت: سگ را نیز اگر برای طعام بخوانند بیاید و اگر برانند برود. مرا به صفت سگان ستایش نکن. ( تواضع خاص) اگر برای ثوابی که خیری در آن بر من نبود، مرا چنین می کردی و صبر می کردم ستایش کن. این که خوردن بود و خیر شکم ونفس

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ساعت 13:21  توسط  اصفهان - محمد علی علیخانی   |